لسان الملك سپهر

70

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

و چون از تعبير آن خواب پرسيد گفت : اخلف بما بين الحرّتين من انسان لينزّلن ارضكم السّودان و ليغلبنّ على كلّ طفلة البنان و يملكنّ ما بين ابين الى نجران « 1 » . و چون از غلبهء آن جماعت بازجست كه در عهد دولت اوست يا از پس او ؟ فقال : لا . بل بعده به زمان ثمّ يستنقذكم منهم عظيم شأن و يذيقهم اشدّ الهوان . شق گفت : اى ربيعه بعد از زمان دولت تو اهل سودان بدين مملكت چيره خواهند شد ، آنگاه مردى بزرگ شما را از بلاى ايشان نجات خواهد داد و آن جماعت را ذليل و زبون خواهد كرد . ربيعه گفت : آن كس كه بر ايشان غلبه جويد ، كيست ؟ شق گفت : غلام ليس مدنىّ و لا مدن يخرج من بيت ذى يزن . چون از مدّت پادشاهى اولاد ذى يزن سؤال كرد ؟ گفت : ينقطع برسول مرسل يأتى بالحقّ و العدل بين اهل الدّين و الفضل يكون الملك فى قومه الى يوم الفضل . آنگاه ربيعه از آثار روز قيامت پرسيد ؟ قال : يوم تخزى فيه الولاة يدعى فيه من السّماء بدعوات يسمع منها الاحياء و الاموات و يجمع فيه بين النّاس للميقات يكون فيه لمن ابقى الفوز و الخيرات . ربيعه گفت : اى شق آيا راست گفتى اين سخنان را ؟ قال : اى و ربّ السّماء و الارض و ما بينهما من رفع و خفض انّ ما انبائك بالحقّ ما فيه امض . چون اين سخنان به پايان رفت و ربيعه سخنان سطيح و شق را موافق يافت به نبوّت و رسالت خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و بازپرس روز جزاء ايمان آورد و از بيم آنكه اهل بيتش به دست مردم حبشه اسير و دستگير شوند ، زن و فرزند خود را از يمن كوچ داده به سوى عراق عرب فرستاد و نامه‌اى به حضرت اردوان كه در اين وقت ملك ايران بود نگاشت و از وى درخواست نمود كه ايشان را در بلدى شايسته ساكن فرمايد . پادشاه ايران حكم داد تا ايشان را در حيره فرود آوردند و حكومت حيره در اين وقت از قبل اردوان با عمرو بن عدىّ مفوّض بود كه هم برادرزادهء ربيعه بود . لاجرم عمرو فرزندان برادر را نيكو بداشت و در تربيت ايشان مساعى جميله معمول فرمود . و مدت سلطنت ربيعة بن نضر در مملكت يمن دو سال بود .

--> ( 1 ) . نجران : از مخاليف مله است از طرف يمن .